شمس الدين حافظ

475

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

391 - « بيمار چشم تو » دوش بيمارىِ چشم تو ، ببرد از دستم * ليكن از لطفِ لبت ، صورتِ جان مىبستم عشقِ من ، با خطِ مشكين تو امروزى نيست * ديرگاهست ، كزين جامِ هلالى مستم از ثباتِ خودم اين نكته خوش آمد كه به جور * در سرِ كوى تو ، از پاىِ طلب ننشستم عافيت چشم مدار ، از من ميخانه‌نشين * كه دم از خدمتِ رندان زده‌ام تا هستم در رهِ عشق از آن سوى فنا ، صد خطر است * تا نگويى كه چو عمرم بسرآمد ، رستم بعد ازينم چه غم از تيرِ كج‌اندازِ حسود * چو به محبوبِ كمان ابروى خود پيوستم بوسه بر دُرجِ عقيقِ تو حلال است مرا * كه به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشكستم صنمى لشكريَم غارتِ دل كرد و برفت * آه اگر عاطفتِ شاه نگيرد دستم رُتبتِ دانشِ حافظ به فَلَك بَرشده بود * كرد غم‌خوارىِ شمشادِ بلندت پستم * توضيحات : دوش ( ديشب ) بيمارى چشم ( خمارآلودگى چشم ) ببرد از دستم ( عاشق و شيفته و شيدايت كرد . ) صورت جان مىبستم ( جان تازه مىگرفتم - حيات مىبخشيد ) خط مشكين ( سبزهء عذار و چهرهء و لب ) جام هلالى ( جام دايره‌گون باده ) جور ( ستم ) پاى طلب ( درخواست - اراده و تصميم ) عافيت چشم ( آسودگى - صلاح - تقوا - اميد ) دم ( كمر خدمت بستم ) رستم ( آزاد شدم - رستگار شده‌ام - رهايى يافتم ) درج عقيق ( دهان محبوب ) صنمى لشكرى ( بت سپاهى ) غارت دل كرد ( دلم را به تاراج برد ) آه ( دريغا ) عاطفت شاه ( مهربانى شاه ) نگيرد دستم ( مددكار من نشود ، مراد از او نگيرد ) رتبت دانش ( مقام علمى ) بر شده ( بالا رفته ) معنى بيت ( 1 ) ( ديشب چشم خمار تو طاقت مرا برد و شيدايم كرد اما از لطف و احسان لبت جان تازه‌اى يافتم ) معنى بيت ( 4 ) ( از من ميخانه‌نشين انتظار صلاح و تقوا نداشته باشيد زيرا از زمانى كه بوجود آمده‌ام كمر به خدمتگزارى قلندران ميگسار بسته و خواهم بست ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجهء شيراز در بيتهاى 5 و 6 و 9 به ترتيب فرمايد : ( پس از مرگ كه فناى ظاهرى است دوباره روح ، راه عشق را مىجويد و خطرها و دشواريها همچون گذشته در كمين خواهد بود ، دريغا مگو كه چون زندگانى من در اين جهان پايان يافت ، رستگار شده‌ام ) ( پس از اين از تير بىنشانهء حسودان مرا انديشه‌اى نخواهد بود ، زيرا به وصال يار كمان ابروى خود رسيده‌ام ) ( هرچند مقام علمى حافظ به آسمان رسيده است اما عشق تو قامت بلند او خوار و ذليل و خميده كرده است ) خود تفسير كنيد . 2 - چرا در اين كار سرگردان و حيران مىباشيد و بر آنچه پيش نيامده ، عضه مىخوريد ، به جناب‌عالى مژده مىدهم كه ابدا جاى نگرانى وجود ندارد و اين نيت در حال اجراست ولى شما وسواس داريد و اضطرابتان ناشى از عدم آگاهى و ترديد و دودلى مىباشد ، درحالىكه به شما اطمينان مىدهم جاى هيچ‌گونه نگرانى وجود ندارد . 3 - مسافر شما حالش خوبست به زودى هديه‌اى مىفرستد . ملاقات مهمى در پيش داريد و مسافرتى خوش خواهيد داشت . 4 - در ده شب آينده خوابى خواهيد ديد كه در بانكى هستيد و مشغول حساب‌رسى هستيد ، نشانه آنست كه : داراى قوايى كاملا فعال خواهيد شد و با كمك كسى كه شما را دوست دارد به ثروت و مقامى دست مىيابيد بر شما مبارك باد . 5 - از طريق امواج ، رايانه و اينترنت مكاتبات و تبادل نظرهايى انجام خواهد گرفت ، اگرچه مفيد و اشكالى ندارد ولى خالى از خلل نيز نمىباشد ، مواظب باشيد . 6 - يكى از خانوادهء شما از طريق رايانه سودى فراوان خواهد برد .